غزل شمارهٔ ۴۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات و افکار خود میپردازد. او میگوید که دلق (لباس عابدان) خود را به می ناب شسته و ناموس یک قبیله را نیز به این آب تطهیر کرده است. اشاره به بلا و آلودگی در زندگی دارد و بیان میکند که از عشق به خدا و همچون ریشخند به دنیا، مایل به دوری از مادیات است. شاعر به توبه از دشمنی و نزدیکی به دوستی اشاره میکند و میگوید که از ترس عواقب و قیامت چیزی در دل ندارد. او این شیدایی و عشق را هم به لذتهای دنیوی و هم به دین خود مفهومی نو میدهد. در نهایت، از گریه و تأثیر آن بر دل میگوید و تأکید میکند که این قطرات از چشمان او، نشانهای از خواب دوستی را شستهاند.
تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایمناموس یک قبیله به این آب شسته ایم
هوش مصنوعی: تنها لباس خود را با شراب پاک نکردهایم، بلکه به آب این شراب، حیثیت و شرافت یک قبیله را شستهایم.
قسمت بلاست ورنه می آلوده دلق خویشصد ره ز شوق گوشهٔ محراب شسته ایم
هوش مصنوعی: آشکارا معلوم است که اگر تقدیر چنین نمیبود، من بارها به خاطر عشق و شوقی که به عبادت دارم، لباس خود را نجس میکردم و به گوشهٔ محراب میرفتم تا خود را پاک سازم.
ما توبه دشمنیم و قدح دوست، دور نیستکز دل هوای صحبت اصحاب شسته ایم
هوش مصنوعی: ما از ترک دوستی با دشمنان پرهیز کردهایم و از نابود کردن محبت دوستان، دور نخواهد بود که از دلمان، عشق به ملاقات رفقا را پاک کردهایم.
از بس شکفته در دهن تیغ رفته ایمترس قیامت از دل قصاب شسته ایم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی از درد و رنجها را تجربه کردهایم، دیگر از دست قصاب و عواقب آن نمیترسیم.
هم کفر ما به لذت و هم دین ما به ذوقزنار و سبحه در شکر ناب شسته ایم
هوش مصنوعی: ما لذت گناه را میچشیم و در عین حال به دین و باورمان نیز علاقمندیم؛ گویی که از زیباییهای مختلف زندگی، چه از جنس کفر و چه از دین، بهرهمند شدهایم.
تاوان دل عطا بکن ای دل شکن که مااز دفتر معامله این باب شسته ایم
هوش مصنوعی: ای دل شکن، بهای محبت و عشق را بپرداز؛ چون ما از هرگونه معامله و وابستگی به شؤون دنیوی و زندگی این جهان دست کشیدهایم.
عرفی ببین که گریه چه توفان نموده استکز چشم بخت دوستی خواب شسته ایم
هوش مصنوعی: ببین عرفی، چه طوفانی از اشک به راه افتاده است؛ چرا که به خاطر دوستی، خوابهای خوشی را از چشمانمان شستهایم.