غزل شمارهٔ ۵۷۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربههای عاشقانه و دردناک است. شاعر به شخصی اشاره میکند که در حال گذر از لحظات پرتنش خود است و با بیتوجهی به عواطف دیگران، از کنار آنها میگذرد. او از شرم و غم عشق سخن میگوید و به شخص میگوید که با وجود همهی مشکلات و احساسات، نباید از عشق و احساسات واقعی فاصله بگیرد. در نهایت، شاعر از شخص میخواهد که در زمان خاصی خبر از حال او بدهد، زیرا با هر بار گذر از او، احساساتش بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرد.
سبک بران چو از این بیقرار میگذریکه گر عنان بکشی شرمسار میگذری
هوش مصنوعی: وقتی از کنار بیقراری من عبور میکنی، مثل اسبی که با سبکی و شوق میتازد، اگر کمی مکث کنی و عنانش را بگیری، احساس خجالت میکنی که من اینجا هستم.
به یاد نوش همه شعلههای دوزخ عشقزبانهایست که از یک شرار میگذری
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری معشوق، تمامی آتشهای دوزخ عشق، شعلههایی هستند که از یک جرقه عبور میکنند.
ز حال دل خبرم ده که داغتر شویاموگر نه کی تو ز کس شرمسار میگذری
هوش مصنوعی: از حال دل من خبر بده، که اگر بیشتر درد و رنج بکشم، تو هم به خاطر من شرمنده خواهی شد. وگرنه مگر کسی از کنار تو عبور کند و شرمنده باشد؟
مرو به تاب که داری، گذر به خاطر منخدا گواست که بیاختیار میگذری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو نمیدانی که چقدر جذاب هستی. با وجود اینکه کنترلش در دست خودت نیست، اما خدا شاهد است که تو ناخواسته بر دل من میگذری و تأثیر میگذاری.
چو راه عشق نبردی، به راه عقل باز بگردکه بر صحیفهٔ تقویم پار میگذری
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق موفق نشدی، بهتر است به مسیر عقل بازگردی، زیرا در حال حاضر زمان مناسبی را از دست میدهی.
به سادگی تو رحم آیدم در این بازارکه تنگدستی و امیدوار میگذری
هوش مصنوعی: در این بازار که تنگدستی وجود دارد و امیدی در دلهاست، سادگی تو برای من دلگرمی میآورد و موجب برکت میشود.
علامتی به از این نیست آشناییکه خشمگین و سراسیمهوار میگذری
هوش مصنوعی: هیچ نشانهای بهتر از آشنایی وجود ندارد، وقتی که با حالتی خشمگین و آشفته از کنار من عبور میکنی.
خبر ز همت خویشم کن آن زمان عرفیکه از پیالهٔ من در خمار میگذری
هوش مصنوعی: به من بگو که وقتی از پیالهٔ من در حال مستی میگذری، خبر همت و تلاش خودم را هم به گوشم برسان.