غزل شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین عشق، شراب و جستجوی حقیقت پرداخته است. شاعر ضمن اشاره به مشکلات و ظلمهایی که بر دل عاشقان میگذرد، از معشوق میخواهد که در کنار او باشد و لحظهای به حقیقت و عشق بپردازند. همچنین، شاعر به طلب رحمت، صلح و دوری از ستمگری تاکید میکند و در بخشی دیگر، به زیباییهای معشوق و نوشیدن شراب اشاره دارد. در نهایت، او از عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند یاد میکند که قادر است انسان را از قید و بند آزاد کند و به سمت حقیقت هدایت کند.
مشکن دل مرد مشتری رابگذار ره ستمگری را
هوش مصنوعی: دل مردی که خوب و با انصاف است را نشکن، بگذار در مسیر ظلم و ستم پیش برود.
رحم آر مها که در شریعتقربان نکنند لاغری را
هوش مصنوعی: احساس کن رحم کن، ای کسی که در دین و مذهب به قربانی کردن موجودی لاغر نپردازند.
مخمور توام به دست من دهآن جام شراب گوهری را
هوش مصنوعی: مستم و عشق تو در وجودم جاری است، پس آن گوی شراب گرانبها را به من بده تا این حال و احساس را از آن به دست آورم.
پندی بده و به صلح آورآن چشم خمار عبهری را
هوش مصنوعی: به من نصیحتی کن و کاری کن که آن چشم خوابآلود و زیبا را آرامش بدهی.
فرمای به هندوانِ جادوکز حد نبرند ساحری را
هوش مصنوعی: به هندوان جادو بگویید که از حد و مرز خود فراتر نروند و جادوگری را نازا نکنند.
در ششدرهای فتاد عاشقبشکن درِ حبس ششدری را
شَشدره اصطلاحی است در بازی تختهنرد؛ یعنی بازیکن در وضعیتی میافتد که راه نجاتی ندارد. کنایه است از عالم سرگشتگی. « شش در » همچنین یعنی شش جهت عالَم
یک لحظه معزمانه پیش آجمع آور حلقه پری را
هوش مصنوعی: لحظهای درنگ کن و به گرد هم آوردن حلقه پریان بپرداز.
سر مینهد این خمار از بنهر لحظه شراب آن سری را
هوش مصنوعی: این حالت مستی و سرخوشی به قدری عمیق و تأثیرگذار است که هر لحظه انسان را به طرف آن جذب میکند. انگار که هر دمی، بزم جدیدی سرشار از لذت و شادی را به تصویر میکشد.
صد جا چو قلم میان ببستهتنگ شکر معسکری را
هوش مصنوعی: مثل اینکه صد جا حرف و سخن را محدود کردهای، مانند مشک شکر که در آن معسکر (محل نگهداری) وجود دارد.
ای عشق برادرانه پیش آبگذار سلام سرسری را
هوش مصنوعی: ای عشق، همانند یک برادر، بیا و سلامی سطحی را تقدیم کن.
ای ساقی روح از در حقمگذار حق برادری را
هوش مصنوعی: ای ساقی، جان مرا به چیزی جز حق و صداقت مشغول نکن و حق برادری را نادیده نگیر.
ای نوح زمانه هین روان کناین کشتی طبع لنگری را
هوش مصنوعی: ای نوح زمانه، این کشتی دل را به حرکت درآور و به دیگران امید و نجات ببخش.
ای نایب مصطفی بگردانآن ساغر زفت کوثری را
هوش مصنوعی: ای جانشین پیامبر، آن جام پر از نیکویی را به گردش درآور.
پیغام ز نفخ صور داریبگشای لب پیمبری را
هوش مصنوعی: پیامی از دمیدن در صور داری، لبهای پیامبری را بگشا.
ای سرخ صباغت علمداربگشا پر و بال جعفری را
هوش مصنوعی: ای رنگ سرخ تو، پرچمدار بهپرواز درآور پر و بال جعفری را.
پر لاله کن و پر از گل سرخاین صحن رخ مزعفری را
هوش مصنوعی: این فضا را با گلهای لاله و گلهای سرخ پر کن و زیبایی خاصی به آن ببخش.
اسپید نمیکنم دگر مندرریز رحیق احمری را
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم به دور این شراب قرمز بگردم و لذت آن را از دست بدهم.