غزل شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از ساقی میخواهد که با شراب خود رنگ و صفای تازهای به زندگی او ببخشد و او را از ننگ و عیبهای این جهان رها کند. شاعر به قدرت و تأثیر می اشاره دارد و میخواهد که این باده جان او را در مسیر عشق سوار کند، تا بتواند به دوری از قید و بندها برسد. او به سنگینی و سختی اندیشهها و احساساتش اشاره میکند و از ساقی میخواهد که او را از این بار سنگین رها سازد. در نهایت، شاعر به نغمات عشق و آوازهای شمس تبریزی اشاره میکند و از مطرب میخواهد که این نغمهها را با عشق و شور اجرا کند.
در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ مامحومان کن تا رهد هر دو جهان از ننگ ما
هوش مصنوعی: ای ساقی، در زیبایی شراب نشان ده ما را، رنگ ما را تغییر بده تا هر دو جهان از عیب و زشتی ما آزاد شوند.
بادِ باده برگمار از لطف خود تا برپرددر هوا ما را که تا خفّت پذیرد سنگ ما
هوش مصنوعی: باد باده را به آرامی بریز تا در هوا به پرواز درآید تا سنگی که بر دوش ماست، خفت و زحمتش را کمتر کند.
بر کمیت می تو جان را کن سوار ِراه عشقتا چو یک گامی بود بر ما دو صد فرسنگ ما
هوش مصنوعی: روح و جانت را به عشق آراسته کن و با شوق به سوی آن حرکت کن، چرا که حتی یک قدم در این راه به اندازهی دو صد فرسنگ معنادار و ارزشمند است.
وارهان این جان ما را تو به رطلی می از آنکخون چکید از بینی و چشمِ دلِ آونگ ما
هوش مصنوعی: ای کاش این جان ما را با قهری که در چشمان دل ما جریان دارد، از غم و اندوه رهایی بخشی. این جان همچون خونی که از بینی میچکد، در حال آویزان و تحت فشار است.
ساقیا تو تیزتر رو این نمیبینی که بس ؟میدود اندر عقبْ اندیشههای لنگِ ما ؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، آیا تو نمیبینی که افکار ما چگونه به سختی و کندی حرکت میکنند؟ در حالی که تو با شتاب بیشتری در اینجا میگردی.
در طرب اندیشهها خرسنگ باشد جانگدازاز میانِ راه برگیرید این خرسنگِ ما
هوش مصنوعی: در شادی و خوشحالی، فکرها سنگین و خستهکننده میشوند؛ از وسط راه، این بار سنگین و خستهکننده را از ما بگیرید.
در نوای عشق شمس الدین تبریزی بزنمطرب تبریز در پرده عشاقی چنگ ما
هوش مصنوعی: در نغمههای عشق شمس تبریزی، ای نوازنده تبریز، بزن؛ در آهنگ عاشقان، آوای ما را بنواز.