غزل شمارهٔ ۱۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جذبه آن، و زیبایی وجودی یک نور یا شمع است که نماد معشوق است. شاعر بیان میکند که پروانهها به دور این شمع جمع میشوند و شمع خود را فراموش میکند. او همچنین اشاره دارد که وقتی شمع میدرخشد، اشکهای عاشقان بر چهرهشان میریزد. شاعر از گوش دادن به کلام شمع صحبت میکند و از ناآرامی ناامیدان میگوید که با نور شمع جانشان دوباره زنده میشود. در نهایت، شاعر از شمس الدین (یعنی معشوق الهی) یاد میکند که بر جسمانیها میتابد و جان صدیقین را به وجد میآورد. او آرزو دارد که سایه این نور بر او و دیگران بیفتد و زندگی را برایشان رقم بزند.
شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعهاشمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمعها
هوش مصنوعی: شمعی را دیدم که پروانهها دور آن جمع شده بودند، اما هیچ وقت شمعی را ندیدم که خودش به دور نورش بچرخد و شمعها به دورش باشند.
شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخاناو چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمعها
هوش مصنوعی: زمانی که شمع روشن شود، اشک بر گونههای او میریزد؛ هنگامی که چهره عاشق روشن میشود، اشکها نیز بر زمین میریزند.
چون شکر گفتار آغازد ببینی ذرههااز برای استماعش واگشاده سمعها
هوش مصنوعی: وقتی سخن مانند شکر شروع میشود، میتوانی ببینی که گوشها در انتظار شنیدن، بهسوی آن باز میشوند.
ناامیدانی که از ایامها بفسردهاندگرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمعها
هوش مصنوعی: افراد ناامید که از روزگار ناامید شدهاند، وقتی گرمی زندگی و امیدی در دلشان شعلهور میشود، از جان خود خواستههایی دارند.
گر نه لطف او بدی بودی ز جانهای غیورمر مرا از ذکر نام شکرینش منعها
هوش مصنوعی: اگر محبت او نبود، من از جانهای شجاع نیز دور میشدم و مرا از یاد کردن نام شیرینش منع میکردند.
شمس دین صدر خداوند خداوندان به حقکز جمال جان او بازیب و فر شد صنعها
هوش مصنوعی: شمس دین، که به عنوان خداوند بزرگ و برتر شناخته میشود، به خاطر زیبایی و نور وجودش، موجب آفرینش و به وجود آمدن خلق و آفرینشهای مختلف شده است.
چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهدجان صدیقان گریبان را درید از شنعها
هوش مصنوعی: زمانی که قرار شد روح صادقان به جسمانیان توجه کند، روحشان از شدت شوق و هیجان بر خودشان مسلط شد و دچار حالتی شدید شدند.
تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتابیک نظر بادا از او بر ما برای ینعها
هوش مصنوعی: امیدهایی که در دل کاشتهام، فقط کافی است که نگاهی از آفتاب به ما بیفتد تا به بار بنشیند و به نتیجه برسد.
سایه جسم لطیفش جان ما را جانهاستیا رب آن سایه به ما واده برای طبعها
هوش مصنوعی: سایهٔ وجود او جان ما را احیا میکند و با روح خود، زندگی به ما میبخشد. ای پروردگار، کاش آن سایه به ما برسد تا روحهایمان زنده شود.