غزل شمارهٔ ۱۶۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات انسانی و اهمیت صداقت در روابط میپردازد. شاعر میگوید که کسی که محبت و نمک ندارد، حتی اگر به ظاهر خدمت کند، در واقع فقط تظاهر میکند و خدماتش واقعی نیست. او از غم و نگرانی خواسته است که کوتاه بیاید و دعوت به نوشیدن باده عشق میکند تا جان خود را شاد کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق و صداقت در زندگی تاکید دارد و به دوری از زرق و برق و ریا دعوت میکند.
ای بروییده به ناخواست به مانند گیاچون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا
هوش مصنوعی: ای که به ناخواسته به دنیا آمدهای، مانند گیاه که در دل زمین رشد میکند. چون تو هیچ خواستهای از خودت نداری، پس هرگاه اراده کنی میتوانی بیا یا برو.
هر که را نیست نمک گرچه نماید خدمتخدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا
هوش مصنوعی: هر کس که نمک ندارد، حتی اگر خدمت کند، در واقع خدمت او تنها ظاهر و تظاهر است و واقعیت ندارد.
برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کنباده عشق بیا زود که جانت بزیا
هوش مصنوعی: برو ای غصه، لحظهای آرام بگیر و دیگر مزاحم نشو. بادهی عشق را بیاور زود، چون جانت نیاز به سرزندگی دارد.