غزل شمارهٔ ۱۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از رنج و درد دل خود سخن میگوید و از "مسیح" میخواهد که به یاری او بیاید و بداند که در چه حالتی قرار دارد. شاعر با اشاره به گناهان و رنجهای خود، از "مسیح" میخواهد که به جای مجازات، او را ببخشد و محبت کند. او تأکید میکند که تنها با آمدن و نمایاندن خود، میتواند آرامش و شفا را به او و دلهای رنجور دیگران بازگرداند. شاعر به اهمیت وجود "مسیح" به عنوان منبع حیات و شفای جانها اشاره میکند و از او میخواهد تا به سرعت به یاری برسد، زیرا در غیر این صورت، دلها همچنان در رنج و درد باقی خواهند ماند.
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو راای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
هوش مصنوعی: کیست که جز تو از حال نزار و خستهات بپرسد، ای مسیح؟ بیزحمت و در پی جستجو، به سوی من بیا.
دست خود بر سر رنجور بنه که چونیاز گناهش بمیندیش و به کین دست مخا
هوش مصنوعی: دست خود را بر سر کسی که رنجیده است بگذار و نگران گناه او نباش، بلکه از انتقامجویی و کینهتوزی اجتناب کن.
آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زدهستگستران بر سر او سایه احسان و رضا
هوش مصنوعی: او همچون خورشیدی است که بر سرش مصیبت آورده و سایهی محبت و رضایت بر او سایبان شده است.
این مقصر به دو صد رنج سزاوار شدهستلیک زآن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا
هوش مصنوعی: این فرد به خاطر کارهایش به شدت مورد تنبیه قرار گرفته است، اما به جز بخشش و مهربانی، از او کار دیگری برنمیآید.
آن دلی را که به صد شیر و شکر پروردیمچشانش پس از آن هر نفسی زهر جفا
هوش مصنوعی: دلِ کسی که با محبت و نیکی و مهربانی پرورش دادهای، پس از آن به او هر لحظه زهر و درد و رنجی میزنی.
تا تو برداشتهای دل ز من و مسکن منبند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا
هوش مصنوعی: وقتی تو از من دل برداشتی و ارتباطم را قطع کردی، بلا و مشکل به سوی من هجوم آورد و زندگیام را ویران کرد.
تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنماییسپه رنج گریزند و نمایند قفا
هوش مصنوعی: وقتی تو با زیبایی و خوشرویی ظاهر میشوی، دردها و مشکلات از دلها فرار میکنند و پشت سرشان را نگاه نمیکنند.
به طبیبش چه حواله کنی؟ ای آب حیاتاز همان جا که رسد درد همان جاست دوا
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی به پزشک بگویی که چه کند؟ ای آب حیات، درمان در همان جایی است که درد آغاز میشود.
همه عالم چو تنند و تو سر و جان همهکی شود زنده تنی که سر او گشت جدا؟!
هوش مصنوعی: تمام جهان مانند یک بدن هستند و تو سر و جان آن بدن میباشی. چگونه میتواند بدنی زنده و سرزنده باشد زمانی که سر آن از بدن جدا شده باشد؟
ای تو سرچشمه حیوان و حیات همگانجوی ما خشک شدهست آب از این سو بگشا
هوش مصنوعی: ای تو منبع حیات و زندگی همه موجودات، چشمهی وجود ما دیگر خشک شده است، لطفاً از این سمت آب را جاری کن و به ما زندگی عطا کن.
جز از این چند سخن در دل رنجور بماندتا نبیند رخ خوب تو نگوید به خدا
هوش مصنوعی: به جز این چند جمله، دل بیمار و رنجورم چیزی در خود نگه میدارد، تا زمانی که چهره زیبایت را ببیند و آنگاه به خدا نخواهد گفت.