غزل شمارهٔ ۱۷۴
هوش مصنوعی: این متن اشاره به عشق و عواطف انسانی دارد. شاعر از هیجان و شعلهور بودن عشق صحبت میکند و میگوید که چگونه عشق او بر طرف مقابل اثر گذاشته است. او در عین حال بیان میکند که اگرچه در قلبش احساسات و کلمات به وجود آمدهاند، اما طرف مقابل از درون او خبر ندارد. شاعر پس از ایجاد این جادو و محبت، میخواهد محبوبش از آسیبها و چشمبد دور بماند و در نهایت او را به جوامردی و رحمت دعوت میکند.
ز آتش شهوت برآوردم تو راو اندر آتش بازگستردم تو را
هوش مصنوعی: از آتش اشتیاق و تمایل، تو را به وجود آوردم و دوباره در همان آتش به تو بازگرداندم.
از دل من زادهای همچون سخنچون سخن من هم فروخوردم تو را
هوش مصنوعی: از دل من چیزی برآمده که مانند کلام من است، به همین خاطر تو را هم در خودم جای دادهام.
با منی وز من نمیدانی خبرچشم بستم جادوی کردم تو را
هوش مصنوعی: با من هستی، اما خودت نمیدانی که چقدر به من نزدیک هستی. من چشمانم را بستم و با جادوگری دل تو را به خود جذب کردم.
تا نیازارد تو را هر چشم بداز برای آن بیازردم تو را
هوش مصنوعی: من به خاطر تو هر چشم بدی را که ممکن است به تو آسیب برساند، آزردهام.
رو جوامردی کن و رحمت فشانمن به رحمت بس جوامردم تو را
هوش مصنوعی: درست مانند یک انسان بزرگ و با فضیلت عمل کن و همواره رحمت و مهربانی خود را بر من نثار کن، چون من نیز با محبت و بزرگواری به تو پاسخ خواهم داد.