غزل شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوب خود با محبت و زیباییهایش سخن میگوید. او به رازهای دل و کارهای خوب محبوب اشاره میکند و از تأثیر مثبت او بر روح و روان انسانها مینویسد. شاعر تجلیات جمال محبوب را مانند رونق گلزارها توصیف میکند و از دستی که شادی و خوشبختی را به انسان میبخشد، یاد میکند. همچنین به قدرت و ثروت معنوی محبوب اشاره میکند و اظهار میدارد که در برابر او، ارزشهای دنیوی ناچیز و بیاهمیت هستند. شاعر نهایتاً به نور و فضل محبوب، شمس تبریزی، اشاره میکند که موجب امنیت و آرامش در زندگی مؤمنان میشود. در کل، شعر بیانگر عشق و عرفان است و تأکید بر اهمیت وجود محبوب در زندگی انسانها دارد.
ای بگفته در دلم اسرارهاوی برای بنده پخته کارها
هوش مصنوعی: ای کسی که در دل من رازهای زیادی وجود دارد و برای من کارهای مهم و اندیشههای عمیق و سنجیدهای را فراهم کردهای.
ای خیالت غمگسار سینههاای جمالت رونق گلزارها
هوش مصنوعی: ای خیال تو، مایهی دلتنگی قلبها، ای زیباییات، نشاطبخش باغها و گلها.
ای عطای دست شادی بخش تودست این مسکین گرفته بارها
هوش مصنوعی: ای بخشش تو که شادی را به همراه دارد، بارها دست این بیچاره را گرفتهای.
ای کف چون بحر گوهرداد تواز کف پایم بکنده خارها
هوش مصنوعی: ای دریا، مانند جواهری که در دستان من قرار دادی، از پایم خارها را بیرون کشیدی.
ای ببخشیده بسی سرها عوضچون دهند از بهر تو دستارها
هوش مصنوعی: ای کسی که بخشش تو موجب نجات بسیاری شده است، مردم برای تو دستارهای خود را به نشانه ارادت و احترام تقدیم میکنند.
خود چه باشد هر دو عالم پیش تودانه افتاده از انبارها
هوش مصنوعی: هر دو دنیا در مقابل تو، مانند دانهای هستند که از انبارها به زمین افتاده است.
آفتاب فضل عالم پرورتکرده بر هر ذرهای ایثارها
هوش مصنوعی: خورشید دانش و بزرگی تو بر هر ذرهای محبت و بخشش نثار کرده است.
چارهای نبود جز از بیچارگیگرچه حیله میکنیم و چارهها
هوش مصنوعی: جز از ناتوانی، راهی نمیبود و حتی اگر دسیسهها و تدابیر به کار ببریم.
نورهای شمس تبریزی چو تافتایمنیم از دوزخ و از نارها
هوش مصنوعی: نورهای شمس تبریزی مانند چراغی در دل ما میتابد و باعث میشود از عذاب و دردهای جهنم در امان باشیم.