غزل شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و طلب انسان به یک منبع معنوی و الهی پرداخته است. شاعر به تصویر آب زندگی و دریاهای معانی اشاره میکند و از مخاطب خود میخواهد که به او و دیگران کمک کند تا از این منبع بهرهمند شوند. او به شایستگی و مقام والای این منبع اشاره میکند و آن را فراتر از داستانها و تخیل میداند. عقل بشری در برابر عشق عمیق او ناتوان است و تنها عشق واقعی میتواند انسان را به درک حقیقی برساند. در نهایت شاعر به مقام والای الهی اشاره میکند و عشق و طلب روحانی خود را ابراز مینماید.
ای تو آب زندگانی فاسقناای تو دریای معانی فاسقنا
هوش مصنوعی: تو مثل آب زندگیبخش هستی، ای که دریایی از معانی و مفاهیم هستی.
ما سبوهای طلب آوردهایمسوی تو ای خضر ثانی فاسقنا
هوش مصنوعی: ما ظرفهایی از شوق و آرزو برای تو آوردهایم، ای خضر دومی، پس ما را سیراب کن.
ماهیان جان ما زنهارخواهاز تو ای دریای جانی فاسقنا
هوش مصنوعی: ای دریای جان، ما که مانند ماهیانی هستیم به تو پناه میآوریم و درخواست میکنیم که از ما مراقبت کنی. ما به محبت و رحمت تو نیاز داریم.
از ره هجر آمده و آورده ماعجز خود را ارمغانی فاسقنا
هوش مصنوعی: از راه دوری و جدایی آمدهام و عجز و ناتوانی خود را به عنوان هدیهای به شما آوردهام.
داستان خسروان بشنیدهایمتو فزون از داستانی فاسقنا
هوش مصنوعی: ما داستانهای خسروان را شنیدهایم، ولی داستان تو از همه اینها بیشتر و جالبتر است.
در گمان و وسوسه افتاده عقلزانک تو فوق گمانی فاسقنا
هوش مصنوعی: عقل در وسوسه و تردید به سر میبرد زیرا تو از تمامی گمانها بالاتر و فراتر هستی.
نیم عاقل چه زند با عشق توتو جنون عاقلانی فاسقنا
هوش مصنوعی: نیم عاقل چه میکند با عشق تو؟ تو جنون عاقلانی را فاسد کردی.
کعبه عالم ز تو تبریز شدشمس حق رکن یمانی فاسقنا
هوش مصنوعی: کعبهی جهان به خاطر تو به تبریز تبدیل شد، ای شمس حقیقت! تو همان رکن یمانی هستی که ما را سیراب میکنی.