غزل شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی افکار و احساسات انسانی میپردازد. شاعر از پاک کردن افکار فلسفی خود میگوید و به جای آن، به زیبایی و اشکال یوسفی اشاره میکند. او به نادر جمال اشاره دارد که باید به شکلی بروز کند که سجده راست و حقیقی برای آدم صفی (آدم نیکو) حاصل شود. همچنین، شاعر به نور و انرژی در زندگی و جهان اشاره دارد، که هر لحظه مانند شمعی میتابد و حضور خورشید را نمادین میسازد. در نهایت، در این شعر به عمق وجود و نعمتهای بیپایان خداوند اشاره میشود که اشیاء را در بر میگیرد و به آنها زندگی میبخشد.
از سینه پاک کردم افکار فلسفی رادر دیده جای کردم اشکال یوسفی را
هوش مصنوعی: از دل و ذهنم اندیشههای پیچیده را بیرون کردم و به جای آن، در چشمانم تصاویر زیبای یوسف را جایگزین کردم.
نادر جمال باید کاندر زبان نیایدتا سجده راست آید مر آدم صفی را
هوش مصنوعی: جمال نادر باید که در زبان نیاید، تا آدم خوب و خالص بتواند به درستی سجده کند.
طوری چگونه طوری نوری چگونه نوریهر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را
هوش مصنوعی: چطور میتوانی تو را توصیف کنم، ای نور؟ چطور میتوانم نور تو را بیان کنم؟ هر لحظه تو به هزار شمع خاموش روشنی میبخشی.
خورشید چون برآید هر ذره رو نمایدنوری دگر بباید ذرات مختفی را
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید طلوع میکند، هر ذرهای نور جدیدی را نمایان میکند و این باعث میشود که ذرات پنهان و نهان نیز دیده شوند.
اصل وجودها او دریای جودها اوچون صید میکند او اشیاء منتفی را
هوش مصنوعی: وجود اصلی همانند دریایی است که generosity یا بخشندگی دارد. او اشیاء غیرمتعارف و ناموجود را به دست میآورد.