غزل شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: این متن دعوت به بازگشت به درگاه خداوند و توجه به نداهای آسمانی است. شاعر به زیبایی به تصویر کشیده است که درهای بهشت برای انسانها باز است و آنها باید از درد و رنجهای زندگی خود آگاه بوده و تلاش کنند تا به حقیقت و عشق برسند. او به انسانها میگوید که زندگی را در باغی پر از جان و حیات جستجو کنند و از گند و مردگان دوری کنند. هر دو جهان پر از حیات است و نباید فقط به زندگی دنیوی قناعت کرد. در نهایت، شاعر به تحول از حالت خفاشی به حالت آفتابی اشاره میکند که به واسطه بخشش و عطا حاصل میشود.
ای بنده بازگرد به درگاه ما بیابشنو ز آسمانها حی علی الصلا
هوش مصنوعی: ای بنده، به سوی ما برگرد و از آسمانها بشنو که وقت نماز فرارسیده است.
درهای گلستان ز پی تو گشادهایمدر خارزار چند دوی ای برهنه پا
هوش مصنوعی: ما درهای گلستان را برای تو باز کردهایم، حالا تو هم در این بستر پر از خار و سنجد قدم بزن.
جان را من آفریدم و دردیش دادهامآن کس که درد داده همو سازدش دوا
هوش مصنوعی: من جان را خلق کردهام و به آن درد دادهام. آن کسی که درد را به وجود آورده، همان شخص میتواند برای آن درمانی پیدا کند.
قدی چو سرو خواهی در باغ عشق روکاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند سرو بلند و زیبا باشی، در باغ عشق حاضر شو، زیرا این دنیا تو را کمقدتر از آنچه که هستی، نشان میدهد.
باغی که برگ و شاخش گویا و زندهاندباغی که جان ندارد آن نیست جان فزا
هوش مصنوعی: باغی که درختان و شاخههایش سبز و شاداب هستند، باغی است زنده و پرانرژی. اما باغی که جان و روح ندارد، نمیتواند زندگیبخش و نشاطآور باشد.
ای زنده زاده چونی از گند مردگانخود تاسه می نگیرد از این مردگان تو را
هوش مصنوعی: ای زنده، حال تو چگونه است که از گند مردگان به تو آسیب نمیرسد؟ از این مردگان بیحس تو هیچ چیزی نمیگیری.
هر دو جهان پر است ز حی حیات بخشبا جان پنج روزه قناعت مکن ز ما
هوش مصنوعی: جهان پر از زندگی و نشاط است، پس نباید به زندگی کوتاه و محدود خود راضی باشی و از نعمتها و خوبیهای آن غافل شوی.
جانها شمار ذره معلق همیزنندهر یک چو آفتاب در افلاک کبریا
هوش مصنوعی: جانها مانند ذراتی که در هوا معلق هستند، هر یک به نوبه خود میتابند و شکوه و عظمت را به نمایش میگذارند، همانطور که خورشید در آسمان بر افلاک میدرخشد.
ایشان چو ما ز اول خفاش بودهاندخفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا
هوش مصنوعی: آنها از ابتدا مانند خفاش بودند، اما به خاطر این بخشش و عطا، به نور شمس تبدیل شدند.