تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۲

ای دریا دل تو گوهر و مرجان رادرباز که راه نیست کم خرجان را
تن همچو صدف دهان گشاده است که آهمن کی گنجم چو ره نشد مرجان را