رباعی شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی میگوید که در روستا برای دیدار او میآید. او از بادهای سخن میگوید که نه خاکی بر آن نشسته و نه آبی بر آن ریخته شده است. شاعر همچنین اشاره میکند که بدنش بیمار نیست، بلکه دلش بیمار است و به دنبال شرابی است که در این روستا وجود دارد. به طور کلی، شعر به ارتباط واحساسات روحی و جسمی شاعر در جستجوی باده و عشق اشاره دارد.
ساقی در ده برای دیدار صوابزان باده که او نه خاک دیده است و نه آب
هوش مصنوعی: ای ساقی، در ایوان برای ملاقات حقیقی بیا، از آن می که نه بر خاک نشسته و نه در آب قرار دارد.
بیمار بدن نیم که بیمار دلمشربت چه بود شراب در ده تو شراب
هوش مصنوعی: من تنها از درد جسم خود رنج نمیبرم، بلکه دل من نیز بیمار است. پس نوشیدنیای که باعث آرامش میشود چه چیزی است؟ در دهان تو، همان شراب میتواند درمانی باشد.