تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۴

شب گشت درین سینه چه سوز است عجبمی‌پندارم کاول روز است عجب
در دیدهٔ عشق می‌نگنجد شب و روزاین دیدهٔ عشق دیده دوز است عجب