رباعی شمارهٔ ۲۸۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات میگوید که عشق دائمی و پیوسته اوست و آن زلف معشوق به مانند هزار شاخه در دستش است. هرچند که در گذشته در حال مستی و نوشیدن میگذرانده، اما امروز حالش به گونهای است که خود را همانند یک لیوان شراب میبیند. به نوعی، او حال و هوای عاشقانه و شیفتگی شدید خود را توصیف میکند.
چون دانستم که عشق پیوست منستوان زلف هزار شاخ در دست منست
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدم که عشق به من وابسته است، متوجه شدم که آن زلف پیچیده و زیبا در دستان من است.
هرچند که دی مست قدح میبودمامروز چنانم که قدح مست منست
هوش مصنوعی: هرچند که دیوانه و مست در جوانی بودم، اما امروز حال و روزم به گونهای است که گویی خود مستی مشغول نوشیدن است.