تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۸۷

چون دلبر من میان دلداران نیستاو را چون جان هلاکت و پایان نیست
گر خیره‌سری زنخ زند گو میزنمعشوق ازین لطیفتر امکان نیست