رباعی شمارهٔ ۴۲۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و وابستگی به معشوق سخن میگوید. او میگوید که لحظهای که با معشوق باشد، زندگیاش سامان میگیرد، اما بدون او امکان زندگی کردن ندارد. همچنین، فکر کردن به این وضعیت او را سردرگم کرده و آن را یک درد بیدرمان میداند.
نی با تو دمی نشستنم سامانستنی بی تو دمی زیستنم امکانست
هوش مصنوعی: نشستن با تو برای من به مانند نظم و آرامش است، اما زندگی بدون تو برایم ممکن نیست.
اندیشه در این واقعه سرگردانستاین واقعه نیست درد بی درمانست
هوش مصنوعی: فکر در مورد این رویداد در حال سردرگمی است، زیرا این رویداد خود، دردی است که درمانی برای آن وجود ندارد.