تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۵۸

ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدیدای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
شب آمد و جمله خلق را خواب ببردکو خواب من ای جان مگرش گرگ درید