تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۹۰

بی‌بحر صفا گوهر ما سنگ آمدبی‌جان جهان جان و جهان تنگ آمد
چون صحبت دوست صیقل جان و دلستدر جان گیرش که رافع زنگ آمد