تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۳۱

چشم تو هزار سحر مطلق داردهر گوشه هزار جان معلق دارد
زلفت کفر است و دین رخ چون قمرستاز کفر نگر که دین چه رونق دارد