تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۳۹

چون روز وصال یار ما نیست پدیداندک اندک ز عشق باید ببرید
میگفت دلم که این محالست محالسر پیش فکنده زیر لب میخندید