تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۹

گر با دل و دنده هیچ کارم افتددر وقت وصال آن نگارم افتد
خون دل از آب دیده زان میبارمتا آن دل و دیده در کنارم افتد