رباعی شمارهٔ ۸۲۷
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به بیان حالت عاشقانه خود میپردازد. او میگوید که او در عشقش ملالی ندارد و کسی که در عشق به وصال نرسیده، نیز این احساس را ندارد. همچنین اشاره میکند که وصال (پیوند و نزدیکی) را نمیتوان تنها در خیال جستجو کرد و تا زمانی که عشق وجود نداشته باشد، آبی که از خیال برمیخیزد، تیره و بیمعنا خواهد بود.
من بندهٔ یاری که ملالش نبودکانرا که ملالست وصالش نبود
هوش مصنوعی: من غلام یاری هستم که هیچگاه از او دلگیر نمیشوم، چرا که کسی که به وصالش دلگیر است، هرگز به او نمیرسد.
گوئیکه خیالست و ترا نیست وصالتا تیره بود آب خیالش نبود
هوش مصنوعی: هرچند که به نظر میرسد این که ممکن است به هم برسیم فقط خیال است و واقعیت ندارد، تا زمانی که آب خیال تیره و کدر باشد، هیچ بقایی از آن عشق وجود ندارد.