تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۱۳

گفتی که: بیا که باغ خندید و بهارشمعست و شراب و شاهدان چو نگار
آنجا که تو نیستی از اینهام چه سود؟و آنجا که تو هستی خود از اینها بچه کار؟