تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۲۲

می‌آید گرگ نزد ما وقت سحرهم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستربر وی زن آب ای که خاکت بر سر