تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۶۶

من بودم و دوش آن بت بنده نوازاز من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسیدشبرا چه گنه حدیث ما بود دراز