رباعی شمارهٔ ۹۸۹
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت ها از شدت غم و پریشانیاش میگوید و تأکید میکند که حالش آنقدر خراب است که نیازی به پرسش نیست. او همچنین از مرغ خیال میخواهد که به سوی محبوبش پرواز کند و از او دربارهی حال شاعر بپرسد، اما باز هم تأکید میکند که نیازی به پرسش نیست.
هستم ز غمش چنان پریشان که مپرسزانسان شدهام بی سر و سامان که مپرس
هوش مصنوعی: من به خاطر غمش به قدری مضطرب و بیقرار شدهام که حال و روزم را نپرس. حالتی از سردرگمی دارم که قابل توصیف نیست.
ای مرغ خیال سوی او کن گذریوانگه ز منش بپرس چندان که مپرس
هوش مصنوعی: ای پرنده خیال، به سوی او برو و بیاندیش. سپس از من بپرس هر آنچه را که میخواهی، ولی نه بیشتر از آنچه که باید.