تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۰

سودای توام در جنون می‌زد دوشدریای دو چشم موج خون می‌زد دوش
تا نیم شبی خیل خیالت برسیدورنی جانم خیمه برون می‌زد دوش