تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶

گفتم چشمم گفت که جیحون کنمشگفتم که دلم گفت که پر خون کنمش
گفتم که تنم گفت در این روزی چندرسوا کنم وز شهر بیرون کنمش