رباعی شمارهٔ ۱۱۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از شوق و عشق به محبوب سخن میگوید. او اعلام میکند که با رسیدن شب و سلام دلدار، خواب از چشم و دلش حرام شده است. بوی خوش محبوبش چنان مسحورکننده است که عطار (عطار در اینجا به معنای عطرساز یا کسی که بوی خوش میسازد) از ترس بیخود شدن از زیباییاش، در حال آمادهسازی و نگهداری عطر است.
امشب که همی رسد ز دلدار سلامبر دیده و دل خواب حرامست حرام
هوش مصنوعی: امشب که پیام عشق از معشوق میرسد، خواب بر چشم و دل حرام است و نباید به خواب رفت.
ماند به سر زلف تو کز بوی خوشتمیآورد عطار ز بیم از در و بام
هوش مصنوعی: عطاری که به خاطر عطر خوش زلف تو به سراغش میآید، از ترس اینکه بوی آن زلف به پنجره و در خانههایش بپیچد، درنگ میکند.