تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲

روزی به خرابات تو می میخوردموین خرقهٔ آب و گل بدر می‌کردم
دیدم ز خرابات تو عالم معمورمعمور و خراب از آن چنین میکردم