تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱

روزت بستودم و نمی‌دانستمشب با تو غنودم و نمی‌دانستم
ظن برده بدم به خود که من من بودممن جمله تو بودم و نمی‌دانستم