تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲۲

ای لعل لبت معدن شکر چیدنوز چشم تو نور نامصور دیدن
مه گردانست و برک که گردانستفرقست بسی میان هر گردیدن