غزل شمارهٔ ۴۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و ارادت خود به معشوق (که ممکن است نماد خداوند باشد) اشاره میکند و میگوید که در دلش تنها ولای او وجود دارد و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. او از فدای جانش برای معشوق سخن میگوید و میخواهد که تمام امید و وجودش فقط برای او باشد. شاعر به زیبایی و عظمت معشوق اشاره کرده و میگوید که هیچ زیبایی و سلطانی را نمیبیند که با او قابل مقایسه باشد. همچنین، او از درد و رنجی که عدم رضایت معشوق به او میدهد، سخن میگوید و تأکید میکند که نمیتواند لحظهای بدون او زندگی کند و دلبستهاش است. شعر او را به نوعی دعوت به فدایی و تسلیم در برابر عشقش میخواند.
به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیستولی او نشوم کو ز اولیای تو نیست
هوش مصنوعی: به خداوندی که در دل من جز عشق تو وجود ندارد، اگر من از دوستان و اولیای تو نباشم، نخواهم شد.
مباد جانم بیغم اگر فدای تو نیستمباد چشمم روشن اگر سقای تو نیست
هوش مصنوعی: اگر جانم بیغم باشد، اما فدای تو نشود، ارزشی ندارد. و اگر چشمانم روشن باشد، ولی تو سقا نباشی، این روشنی هم بیمعناست.
وفا مباد امیدم اگر به غیر تو استخراب باد وجودم اگر برای تو نیست
هوش مصنوعی: اگر امید من به غیر تو باشد، پس وفا وجود ندارد و اگر وجودم برای تو نباشد، پس باید خراب شود.
کدام حسن و جمالی که آن نه عکس تو استکدام شاه و امیری که او گدای تو نیست
هوش مصنوعی: کدام زیبایی و جذابیتی وجود دارد که مانند تو باشد؟ کدام پادشاه و بزرگزادهای هست که در برابر تو غلام و خدمتکار نباشد؟
رضا مده که دلم کام دشمنان گرددببین که کام دل من به جز رضای تو نیست
هوش مصنوعی: لطفاً از من نخواه که رضایت کسی را فراهم کنم، زیرا اگر چنین کنم، دل دشمنان شاد میشود. بدان که تنها چیزی که دل من را شاد میکند، رضایت توست.
قضا نتانم کردن دمی که بیتو گذشتولی چه چاره که مقدور جز قضای تو نیست
هوش مصنوعی: نمیتوانم لحظهای را که بدون تو سپری شده است از سرنوشت و قضا خارج کنم، اما چه میتوان کرد وقتی جز اراده تو کاری نمیتوان کرد؟
دلا بباز تو جان را بر او چه میلرزیبر او ملرز فدا کن چه شد خدای تو نیست
هوش مصنوعی: ای دل، جانت را فدای او کن، چرا در برابرش میلرزی؟ برای او نلرزد، این چه جای نگرانی است؟ آیا خداوند تو نیست؟
ملرز بر خود تا بر تو دیگران لرزندبه جان تو که تو را دشمنی ورای تو نیست
هوش مصنوعی: خودت را بسوزان تا دیگران از تو بترسند، چون هیچ کس مانند تو دشمنی ندارد.