رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عطش و اشتیاق خود برای دیدار معشوق سخن میگوید. او به شدت مشتاق است و هر بار که معشوق را میبیند، این تشنگی بیشتر میشود. او خود را بنده زیباییهای معشوق میداند و احساس میکند که این عشق او را به مرز جنون رسانده است.
وه وه که به دیدار تو چونم تشنهچندانکه ببینمت فزونم تشنه
هوش مصنوعی: چه خوب است که به خاطر دیدار تو اینقدر تشنهام که هرچه بیشتر تو را ببینم، عطشم بیشتر میشود.
من بندهٔ آن دو لعل سیراب توامعالم همه زانست به خونم تشنه
هوش مصنوعی: من خدمتگزار آن دو دانه زیبا و دلربا هستم و تمام دنیا به خاطر آنها میداند که من در عطش و تشنگی خون هستم.