غزل شمارهٔ ۴۹۶
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و حقیقت وجودی است که شاعر به آن اشاره میکند. او از "طرب" و "بحر اصل آب حیات" صحبت میکند و بیان میکند که عشق به معشوق به انسان احساس حیات و شور و شوق میدهد. شاعر توضیح میدهد که هر که در عشق خدا غوطهور شود، از دردها و نقصهای زندگی خندیده و به شادی میرسد.
شاعر همچنین اشاره میکند که عشق به محبوب، شرق و غرب را شیرین میکند و جان او از این عشق پر شده است. او از حالتی مستی گفت میکند که شخص در اثر عشق به محبوب خود دچار بیخودی میشود و از دین و عبادات فراموش میکند.
در نهایت، او به ارتباط عشق با وجود و مرگ پرداخته و بیان میکند که در عشق، انسان از زندگی مادی به زندگی معنوی و جاودانی دست مییابد. عشق به معشوق (اینجا شمسالدین) انسان را از ممات به حیات جاویدان میرساند.
طرب ای بحر اصل آب حیاتای تو ذات و دگر مهان چو صفات
هوش مصنوعی: ای لذت، تو همچون دریا هستی که منبع آب حیات هستی و ذات تو مانند دیگر ویژگیهاست.
اه چه گفتم کجاست تا به کجاکو یکی وصف لایق چو تو ذات
هوش مصنوعی: آه، چه گفتم! کجاست و تا کجا باید بروم تا وصفی درخور و لایق وجود تو پیدا کنم؟
هر که در عشق روت غوطی خوردریش خندی زند به هست و فوات
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق تو غرق شود، به حالت بیخیالی و سرخوشی به زندگی و عدم وجود اهمیت میدهد.
شرق تا غرب شکرین گرددگر نماید بدو شکرت نبات
هوش مصنوعی: اگر شکری که در دل توست، به نبات نمایان شود، آنگاه از شرق تا غرب جهان شیرین خواهد شد.
جان من جام عشق دلبر دیدلعل چون خون خویش گفت کههات
هوش مصنوعی: جان من به عشق معشوق نگاهی کرد که شبیه سنگی سرخ است و مانند خون خود گفت که به من نزدیک شو.
جان بنوشید و از سرش تا پایآتشی برفروخت از شررات
هوش مصنوعی: جان را سرشار از زندگی کنید و از بالای سر تا پایین بدن، شعلهای از عشق و شوق بسوزانید.
مست شد جان چنان که نشناسدخویشتن را ز می جز از طاعات
هوش مصنوعی: جان مست شده است به گونهای که دیگر خود را نمیشناسد و این حالتی است که فقط در اثر شراب نیست، بلکه از عبادت و انجام کارهای نیک نیز میتواند حاصل شود.
بانگ آمد ز عرش مژده تو راکه ز من درگذشت نور عطات
هوش مصنوعی: پیامی از آسمان رسید که به تو بشارت میدهد که نور رحمت و لطف من از تو دور شد.
مژده از بخششی که نتوان یافتبه دو صد سال خون چشم و عنات
هوش مصنوعی: خبر خوبی درباره بخششی وجود دارد که نمیتوان آن را در مدت دویست سال از اشک و غم و اندوه به دست آورد.
که به هر قطره از پیاله اومرده زنده شود عجوز فتات
هوش مصنوعی: هر یک از قطرههای جام او میتواند باعث زنده شدن مردگان شود، حتی اگر آنها پیر و سالخورده باشند.
گرش از عشق دوست بو بودیکی نگوسار گشتی هرگز لات
هوش مصنوعی: اگر از عشق معشوق خود بو و نشانهای داشتی، هرگز نمیتوانستی به این حال و روز دچار شوی.
چون شدی مست او کجا دانیتو رکوع و سجود در صلوات
هوش مصنوعی: وقتی مست عشق او شدی، دیگر نمیدانی که چگونه باید در نماز رکوع و سجود کنید.
چونک بیخود شدی ز پرتو عشقجسم آن شاه ماست جان صلات
هوش مصنوعی: وقتی که از شدت عشق مست و بیخود میشوی، روح تو به جان آن شاه تبدیل میشود و در تماس با او قرار میگیرد.
چو بمردی به پای شمس الدینزنده گشتی تو ایمنی ز ممات
هوش مصنوعی: زمانی که از دنیا رفتی، به پای شمسالدین زنده شدی و اکنون از مرگ در امان هستی.
داد مخدوم از خداوندیشبهر ملک ابد مثال و برات
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر موقعیت و مقامش، برای کشور ابدی خود هدیه و مژدهای فراهم کرده است.