تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸

خوش خوش صنما تازه رخان آمده‌ایخندان بدو لب لعل گزان آمده‌ای
آن روز دلم ز سینه بردی بس نیستکامروز دگر به قصد جان آمده‌ای