رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند که تازه به جمع آمده و با لبخند و زیبایی خود دلها را میبرد. او از معشوق میگوید که در گذشته دلمان را شاد کرده است، اما اکنون به نظر میرسد که او با نیتی خاص و جدیتر به ملاقات آمده است. در واقع، شاعر حس میکند که بازگشت معشوق به نوعی تهدید و دلهره برای اوست.
خوش خوش صنما تازه رخان آمدهایخندان بدو لب لعل گزان آمدهای
هوش مصنوعی: عزیزم، با چهرههای تازه و شاداب آمدهای و لبهای زیبایت همواره در حال خندیدن است.
آن روز دلم ز سینه بردی بس نیستکامروز دگر به قصد جان آمدهای
هوش مصنوعی: آن روز که دل مرا از سینهام بیرون بردی، کافی نبود، حالا دوباره به نیت جان من آمدهای؟