تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵

رفتم به طبیب گفتم ای بینائیافتادهٔ عشق را چه می‌فرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمودیعنی که ز هر چه هست بیرون آئی