تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۴

سرمستم و سرمستم و سرمست کسیمی خوردم و می خوردم و از دست کسی
همچون قدحم شکست وانگه پرکردآخر ز گزاف نیست اشکست کسی