غزل شمارهٔ ۶۴۲
هوش مصنوعی: این شعر در وصف عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند. شاعر از زیبایی چهرهی معشوق و لذت دیدار او میگوید و اشاره دارد که هیچ چیز دیگری در دنیا به اندازهی دیدن او ارزش ندارد. او به حال رندان و عرقخوران اشاره میکند که در مستی و عشق غرق شدهاند. همچنین، شاعر به تضاد بین ثروت و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که یک نگاه معشوق از یک دنیا ثروت ارزشمندتر است. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که عشق واقعی و ارتباط با محبوب بالاترین نعمتهاست و تمامی معانی و ارزشها از عشق سرچشمه میگیرد.
در خانه نشسته بت عیار که داردمعشوقِ قمرروی شکربار که دارد
هوش مصنوعی: در خانه دختری زیبا و باهوش نشسته است که محبوبش هم چهرهای ماهی و شیرینی دارد.
بی زحمت دیده، رخ خورشید که بیندبی پرده، عیان، طاقت دیدار که دارد
هوش مصنوعی: بدون زحمت، چشم نمیتواند چهرهی خورشید را ببیند. آیا کسی توانایی دیدن زیبایی عریان و خیرهکنندهاش را دارد؟
گفتی به خرابات، دگر کار ندارمخود کار تو داریو دگر کار که دارد
هوش مصنوعی: گفتی که من دیگر به میخانه کار ندارم و فقط به تو اهمیت میدهم، اما هیچ کس دیگری هم نگران نیست.
رندان صبوحی همه مخمور خمارندای زهره کلید در خمّار که دارد
هوش مصنوعی: همه افرادی که در حال نوشیدن و شادمانی هستند، تحت تأثیر مشروب قرار دارند. ای زهره، تو کسی هستی که دروازهای به دنیای این مستی را در دست داری.
ما طوطی غیبیم، شکرخواره و عاشقآن کان شکرهای به قنطار که دارد
هوش مصنوعی: ما مانند طوطیانی هستیم که به رازهای نهفته و عشق به معشوق مشغولیم، همانطور که قنطارهایی شکر در دل داریم.
یک غمزه دیدار، بِه از دامن دیناردیدار چو باشد غم دینار که دارد
هوش مصنوعی: یک نگاهی از محبوب هزاران بار ارزشش بیشتر از دیدن ثروت و جواهرات است، زیرا غم و اندوهی که در غم از دست دادن آن ثروت وجود دارد، غیرقابل مقایسه با شادی و لذتی است که از یک نگاه به محبوب میبریم.
جانها چو از آن شیر، ره صید بدیدنداکنون چو سگان میل به مُردار که دارد
هوش مصنوعی: زمانی که جانها از آن شیر وحشت کرده و به سوی صید فرار کردند، اکنون مانند سگان به دنبال مردارهایی هستند که به آنها میرسد.
چون عین عیانست ز اقرار که لافداقرار چو کاسد شود انکار که دارد
هوش مصنوعی: وقتی چیزی واضح و روشن است، نیازی به گفتن آن نیست. اگر کسی که در حال حرف زدن است، در واقع چیزی را که میگوید باور نداشته باشد، به راحتی میتواند از آنچه گفته، عقبنشینی کند و انکار کند.
ای در رخ تو زلزلهی روز قیامتدر جنت حُسن تو غم نار که دارد
هوش مصنوعی: ای تو که زیباییات به حدی است که مانند زلزلهای در روز قیامت انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، در بهشت زیباییات، هیچ اندوهی از آتش وجود ندارد.
با غمزهی غمّازهی آن یار وفاداراندیشهی این عالم غدّار که دارد
هوش مصنوعی: با نگاه فریبنده و دلربای آن یار وفادار، حزن و غم این دنیا را که پر از خیانت است را مینگرم.
گفتی که ز احوال عزیزان خبری دهبا مخبَر خوبت سر اخبار که دارد
هوش مصنوعی: گفتی که درباره اوضاع عزیزان خبری به من بده، با خبرچین خوبی که اطلاعات خوبی دارد.
ای مطرب خوش لهجه شیرین دم عارفیاری ده و برگو که چنین یار که دارد
هوش مصنوعی: ای هنرمند خوش صدا و شیرین زبان، به من کمک کن و بگو که چه یار زیبایی دارم.
بازار بتان از تو خرابست و کسادستبازار چه باشد دل بازار که دارد
هوش مصنوعی: بازار بستر زیباییها و جذابیتها به خاطر تو متوقف و ساکت است. حالا دل من چگونه میتواند پررونق باشد، در حالی که چنین حالتی در بازار وجود دارد؟
امروز ز سودای تو کس را سرِ سر نیستدستار که دارد سر دستار که دارد
هوش مصنوعی: امروز هیچکس از فکر و خیال تو آرامش ندارد و تنها کسی که درگیر این فکر است، کسی است که دستاری بر سر دارد.
شمس الحق تبریز چو نقد آمد و پیدااز پار که گوید غم پیرار که دارد
هوش مصنوعی: شمس الحق تبریز مانند نقد و ارزشی است که به وضوح نشان میدهد از طرف چه کسی باید درباره غم و اندوه زندگی صحبت کرد. او در واقع به بیان این نکته میپردازد که دیگر چه دلیلی برای ابراز غم وجود دارد وقتی که حقیقتی روشن و ارزشمند در دسترس است.