غزل شمارهٔ ۶۴۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از کسانی که به حج رفتهاند میخواهد که بفهمند معشوق حقیقی آنها در نزدیکیشان و در دیوار همسایه است. او آنها را به جای جستجوی دور و دراز، به توجه به عشق واقعی دعوت میکند و به آنها یادآوری میکند که معشوق میتواند در هر جایی باشد، حتی در خودشان. با وجود اینکه به خانه و کعبه رفتهاند، اما باید درونیات خود را بشناسند و به معشوق واقعی نزدیک شوند. شاعر همچنین به زیباییهای عشق و روح اشاره میکند و میگوید که این جستجو و رنجی که میبرند، خود گنجی بزرگ است که متاسفانه به دلیل حجابها و پردهها از آن بیخبرند.
ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟معشوق همین جاست، بیایید بیایید
هوش مصنوعی: ای مردم که به سفر حج رفتهاید، کجا هستید؟ معشوق و محبوب شما همینجا حضور دارد، پس بیایید و او را ملاقات کنید.
معشوق تو همسایه و دیوار به دیواردر بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
هوش مصنوعی: محبوب تو در همسایگیات و در کنار توست، اما در بیابان و در گمراهی به سر میبری. در چه حال و هوایی هستی؟
گر صورت بیصورت معشوق ببینیدهم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
هوش مصنوعی: اگر زیبایی حقیقی و غیر ظاهری محبوب را ببینی، هم محبوب و هم مکان و هم درگاه الهی یکسان خواهند بود.
ده بار از آن راه بدان خانه برفتیدیک بار از این خانه بر این بام برآیید
هوش مصنوعی: شما بارها از یک مسیر به خانهای رفتید، اما اکنون یک بار از این خانه به این بام بالا بروید.
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتیداز خواجهٔ آن خانه نشانی بنمایید
هوش مصنوعی: آن خانه بسیار زیبا و دلنشین است. لطفاً نشانههایی از آن خانه را که متعلق به خواجه است، به من نشان دهید.
یک دستهٔ گل کو اگر آن باغ بدیدید؟یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟
اگر با انجام حج باغِ پر گل خداوند را دیدهاید، دسته گلی از آن بیاورید. یا اگر فکر میکنید به خداوند رسیدهاید و غرقِ در دریایش هستید یک گوهر از آن دریا (به عنوان نشانی) بیاورید.
با این همه آن رنج شما گنج شما بادافسوس که بر گنجِ شما، پرده شمایید
هوش مصنوعی: با این وجود، زحمات شما سرمایه و گنجینهای ارزشمند است. ای کاش که شما به این گنجینه آگاهتر باشید و بر آن پرده نکشید.