غزل شمارهٔ ۷۰۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره بازگشت جان شاعر از سفری طولانی و بینتیجه به معشوق است. شاعر در اینجا به توصیف حالاتی از عشق و درد فراق میپردازد و میگوید که درabsence مهر معشوق، آسمان و زمین نیز بیمعنا شدهاند. او به فقدان آب و زندگی اشاره میکند و میگوید که وجودش بدون معشوق بیثمر است. همچنین، او از حقیقت و مجاز سخن میگوید و از نیاز به عشق و صفا درون دلش مینالد. در نهایت، شاعر از نور معنوی و راز حق صحبت میکند و به عشق و طرب اشاره میکند که در غیاب معشوق سوخته و بیصدا ماندهاند.
جان از سفر دراز آمدبر خاک در تو بازآمد
هوش مصنوعی: جان به خاطر سفر طولانی، از آسمان فرود آمده و بر روی خاک تو قرار گرفته است.
در نقد وجود هر چه زر بوداز گنج عدم به گاز آمد
هوش مصنوعی: در بررسی و نقد وجود، هر چه ارزشمند و گرانبها به حساب میآید، از ذخیرههای عدم و عدم وجود به دست آمده است.
بی مهر تو هر که آسمان رفتدرهای فلک فرازآمد
هوش مصنوعی: هر کس بدون عشق تو به آسمان برود، درهای آسمان به روی او گشوده نمیشود.
بی آبی خویش جمله دیدندهرک از تو نه سرفراز آمد
هوش مصنوعی: هر کسی در بیآبی و خشکی خود را میبیند؛ از تو کسی سربلند و افتخارآمیز بیرون نیامد.
جان رفت که بیتو کار سازدسوزید و نه کارساز آمد
هوش مصنوعی: جانم از دوری تو در عذاب است و میسوزد، اما هیچ چارهای برای این درد نیامده است.
اندر سفرش بشد حقیقتکو بیتو همه مجاز آمد
هوش مصنوعی: در مسیر سفر او، حقیقت نمایان شد و بدون تو، همه چیز به شکل مجازی درآمد.
از گرد ره آمدست امروزرحم آر که پرنیاز آمد
هوش مصنوعی: امروز کسی که به گرد راه آمده است، به دلایل نیازمندی و با حالت تمنّا نزد تو آمده است، پس بر او رحم کن.
سر را ز دریچهای برون کنتا بیند کان طراز آمد
هوش مصنوعی: سرت را از پنجره بیرون بیاور تا ببینی چه زیبایی و چه شکلی در انتظار توست.
تا نعره عاشقان برآیدکان قبله هر نماز آمد
هوش مصنوعی: به زودی صدای عشقورزان بلند خواهد شد، زیرا آن کسی که مورد توجه و ستایش همگان است، حاضر شده است.
از پیش تو رفت باز جانمطبل تو شنید و بازآمد
هوش مصنوعی: جانم از نزد تو دور شده، اما صدای طبل تو را شنید و دوباره به سوی تو برگشت.
ای اهل رباط وارهیدیتکز خط خوشش جواز آمد
هوش مصنوعی: ای اهل رباط! برخیزید و حرکت کنید، زیرا که از خط خوش و نیکو، اجازه و پروانه برای شما آمده است.
آن چنگ طرب که بینوا بودرقصی که کنون به ساز آمد
هوش مصنوعی: چنگی که قبلاً بدون نوا بود، حالا به همراه ساز، رقصی زیبا به راه انداخته است.
از سلسله نیاز رستیدکان بند هزار ناز آمد
هوش مصنوعی: از زنجیر نیاز و وابستگی آزاد شدم، زیرا بر من آتش ناز و دلربایی ریخته شد.
ترک خر کالبد بگوییدکان شاه براق تاز آمد
هوش مصنوعی: بگویید که شاه سوار بر اسب زرینی تازه وارد شده و حالا ترک این کالبد را ترک کرده است.
نور رخ شمس حق تبریزعالم بگرفت و راز آمد
هوش مصنوعی: نور چهرهى شمس الحق تبریز، جهان را روشن کرد و رازهایی را آشکار ساخت.