غزل شمارهٔ ۷۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع بندگی و رفتار انسانها با یکدیگر اشاره دارد. شاعر میگوید اگر کسی به بندگی خدا بیفتد، نباید در حق دیگران بدی و جفا کند. او بر زیبایی و لطافت روح انسان تأکید میکند و میگوید فردی که به زودی میمیرد، نباید امروز به دیگران ظلم کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که چیزی که انسان نمیپسندد، چرا باید بر دیگران تحمیل کند و باید از خشم بر حذر باشد. در نهایت، او به خطر گمراهی در پی وسوسهها اشاره میکند و از خواننده میخواهد که از چنین کارهایی دوری کند.
آن کس که به بندگیت آیدبا او تو چنین کنی نشاید
هوش مصنوعی: هر کس که به درگاه تو بیاید و به تو پناه ببرد، شایسته نیست که با او بد برخورد کنی.
ای روی تو خوب و خوی تو خوشچون تو گهری فلک نزاید
هوش مصنوعی: ای چهرهات بسیار زیبا و منشات خوشایند است؛ چون تو، گوهری نمیتواند آسمان تولید کند.
روی تو و خوی تو لطیفستسر دل تو لطیف باید
هوش مصنوعی: رنگ و نازکی چهرهات زیباست، بنابراین دل تو نیز باید لطیف و نرم باشد.
آن شخص که مردنیست فرداامروز چرا جفا نماید
هوش مصنوعی: شخصی که در آینده دچار مرگ نخواهد شد، چرا باید امروز به دیگران آسیب برساند؟
چیزی که به خود نمیپسنددآن بر دگری چه آزماید
هوش مصنوعی: انسان باید به این نکته توجه داشته باشد که اگر چیزی را برای خود نمیپسندد، نباید انتظار داشته باشد که دیگران آن را بپسندند یا بپذیرند.
از خشم مخای هیچ کس راتا خشم خدا تو را نخاید
هوش مصنوعی: از کینهتوزی و خشم نسبت به دیگران پرهیز کن، زیرا این خشم میتواند باعث شود که خدا نیز از تو خشمگین شود.
برخیز ز قصد خون خلقانتا بر سر تو فرونیاید
هوش مصنوعی: از خواب برخیز و نیت بد نکن که حوادث ناگواری برای تو به وجود نخواهد آمد.
آن گاه قضا ز تو بگرددکان وسوسه در دلت نیاید
هوش مصنوعی: زمانی که قضا و سرنوشت از تو دور شود، دیگر وسوسهها به دل تو راه نخواهند یافت.
ای گفته که مردم این چه مردیستکابلیس تو را چنین بگاید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افرادی که به تو گفتهاند، چگونه است که یک مرد کابلی میتواند تو را به این شکل راهنمایی کند؟ در واقع، شاعر به نوعی به شک و تردید در توانایی یا شایستگی فردی اشاره دارد که از او راهنمایی میشود.