غزل شمارهٔ ۷۶۴
هوش مصنوعی: این شعر به دل و رازهای آن اشاره دارد و به شخص میآموزد که نباید دلش را دگرگون کند چرا که معشوق همه چیز را میداند. اسرار نهانی را باید حفظ کند، زیرا معشوق به آنها آگاه است. او به نوعی به این اشاره میکند که دل میتواند احساسات پیچیدهای را در خود داشته باشد و اگر دلسوزی وجود داشته باشد، هیچ چیز پنهان نخواهد ماند. در نهایت، توصیه میکند که باید خضوع و فروتنی پیشه کرد و به طریقی در پی خدمت به معشوق بود، زیرا او همه چیز را درک میکند.
مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداندمکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر دگرگون مشو، زیرا محبوب تو از حال و احوال تو آگاه است. اسرار پنهانی خود را فاش نکن که او از آنها آگاه است.
همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براندکه همه شیوه می را دل خمار بداند
هوش مصنوعی: همه چیز را همچون خاشاکی بیمقدار در آن آب به دور بریز، چرا که هر کسی روش و طرز مینوشی را در دل خود بیتاب و مضطرب میداند.
کف او خار نشاند کف او گل شکفاندهمه گلهای نهانی ز دل خار بداند
هوش مصنوعی: دست او خارها را به خاک نشاند و گلها را شکفت. او از دلهای پنهان، همه گلهای نهان را میشناخت و به خارهای آنها آگاهی داشت.
تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانیتو برو چاکر او شو که به یک بار بداند
هوش مصنوعی: هر روز کمی دانش کسب کن و به تدریج آگاهتر شو؛ زیرا کسی که به سرعت و یکباره میآموزد، بیشتر میداند و ارزشمندتر است. پس به او احترام بگذار و خدمتگزار او باش.
چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهیتن صوفی به گواهی دل اقرار بداند
هوش مصنوعی: انسانی در وضعیت سختی مانند اسیر، با استناد به احکام و شواهد، باید حقیقت را بپذیرد. همچنین، شخصی که در مسیر معنوی حرکت میکند، باید با دل خود به درک و پذیرش حقیقت نائل آید.