غزل شمارهٔ ۷۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف مقام و تأثیر معنوی فردی بزرگ و با مقام میپردازد. شاعر به ویژگیهای این شخص اشاره میکند که چگونه وجود او میتواند به دراز عمر، رحمت، عفو و بخشش دیگران منجر شود. او با نگاهی به آسمان و جهان بالا، به بینهایت رحمت و نعمتهایی که از آنجا میرسد، اشاره میکند. همچنین به قدرت دستهای او اشاره دارد که میتواند برکات و خیرات زیادی را به ارمغان آورد. در نهایت، شاعر به پیوند این شخصیت با اله و عالم معنا اشاره میکند و به اهمیت خاموشی و رها کردن گفتارهای بیهوده در نزدیکی اله میپردازد. این شعر به طور کلی جلال و عظمت یک روحانی یا شخصیت معنوی را توصیف میکند که تأثیرات عمیقی بر محیط و افراد دارد.
خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردددر مرگ برخورنده ابدا فراز گردد
هوش مصنوعی: اگر کسی که از آب زندگی بهرهمند میشود، در طول عمرش به خوبی و با دقت زندگی کند، حتی مرگ هم نتواند او را از یاد ببرد و نامش همیشه در اوج باقی میماند.
چو نظر کنی به بالا سوی آسمان اعلادو هزار در ز رحمت ز بهشت باز گردد
هوش مصنوعی: وقتی که به آسمان بالا نگاه میکنی، دو هزار در از رحمت و نعمتهای بهشتی به سوی تو گشوده میشود.
چو فتاد سایه تو سوی مفسدان مجرمهمه جرمهای ایشان چله و نماز گردد
هوش مصنوعی: هرگاه سایه تو بر مفسدان بیفتد، تمام گناهان آنها مانند چله نشینی و نماز خواندن خواهد شد.
چو رکاب مصطفایی سوی عفو روی آرددو هزار بولهب هم خوش و پرنیاز گردد
هوش مصنوعی: هرگاه انسان به سمت بخشش و عفو حرکت کند، حتی اگر در شرایط سخت و نیازمندی قرار داشته باشد، میتواند به آرامش و خوشبختی دست یابد. مانند رکابی که به سوی آرامش میراند.
چو دو دست همچو بحرت به کرم گهرفشان شدرخ چون زرم زر آرد که به گرد گاز گردد
هوش مصنوعی: وقتی که دو دست تو مانند دریا به بخشش و نیکی پر از گوهر میشود، چهرهات مانند زر خالص میدرخشد و به دور گاز(آتش) میچرخد.
کف توست کیمیایی لب بحر کبریاییچه عجب که نیم حبه ز کفت رکاز گردد
هوش مصنوعی: دست تو مانند کیمیا است و دریا به عظمت خود نماد بزرگی است. جای تعجب ندارد که حتی یک دانه کوچک از دست تو میتواند به گنجی بزرگ تبدیل شود.
دو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیدهچو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد
هوش مصنوعی: هزاران نفر با ترس و وحشت، جان و چشمهای خود را از دست میدهند و وقتی صدای رسیدن یار به گوش میرسد، به شدت شاد و شتابان میشوند.
همه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمدغم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد
هوش مصنوعی: تمام تلخیها و رنجهای دنیا و مذهب، به لطف تو شیرین و دلانگیز میشود و غم و درد در دل، با حضور و محبت تو، به آرامش و شادی تبدیل میشود.
همه دامن تو گیرد دل و این قدر نداندکه به گرد شیر آهو به صد احتراز گردد
هوش مصنوعی: همه دلها به دامن تو چنگ میزنند، ولی آنقدر نمیدانند که وقتی به دور شیر آهو میافتند، باید به شدت احتیاط کنند و خود را محافظت کنند.
در وصل چون ببستی و به لامکان نشستیز کجا رسد گشایش چو دری فراز گردد
هوش مصنوعی: وقتی که در وصال به هم پیوند میخورید و در جایی غیرقابل دسترس قرار میگیرید، از کجا باید امید به گشایش و آزادی داشته باشید وقتی که در بالای در بستهای قرار دارید؟
خمش و سخن رها کن جز اله را تو لا کنبه فنا چو ساز گیری همه کارساز گردد
هوش مصنوعی: سکوت کن و بیخودی را کنار بگذار، فقط به خداوند توجه کن. اگر به فنا و زوال برسید، تمام کارهایتان درست خواهد شد.