غزل شمارهٔ ۷۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره پرستش خداوند و درخواست از او برای برآورده کردن حاجات و نیازهای بندگان است. شاعر از خداوند میخواهد که به بندگانش توجه کند و آرزوهایشان را برآورده سازد. او تأکید میکند که انسانها باید جان و دلشان را به خدا بسپارند و از شربت معنوی و الهی بهرهمند شوند. همچنین اشاره میکند که در زمان سختی و دوری از والدین، خداوند میتواند پدر و مادر روحانی بدهد و در نهایت بر لزوم تمرکز بر معنویت و پاکی جان تأکید دارد. این متن به دنبال ترغیب به ترک مظاهر زودگذر و به دست آوردن نعمتهای واقعی الهی است.
ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرندهر مرادی که بودشان همه در بر گیرند
هوش مصنوعی: ای خدایی که وقتی حاجتمندانه با تو درخواست میکنند، هر آرزویی که دارند را برآورده میسازی.
جان و دل را چو به پیک در تو بسپارندجان باقی خوش شاد معطر گیرند
هوش مصنوعی: وقتی که جان و دل را به کسی بسپارند، زندگی باقیمانده خوشبو و شاداب خواهد بود.
بندگانند تو را کز تو تویشان مقصودپای در راه تو بنهند و کم سر گیرند
هوش مصنوعی: بندگان تو افرادی هستند که به خاطر تو و برای رضای تو، تمام تلاششان را میکنند و با تواضع در راه تو گام برمیدارند.
ترک این شرب بگویند در این روزی چندعوض شرب فنا شربت کوثر گیرند
هوش مصنوعی: بیا بگذار این نوشیدنی را کنار بگذاریم و در این روزهای معدود به جای نوشیدنی فنا، شهد کوثر را بیابیم.
چون ستاره شب تاریک پی مه گردندچو مه چارده رخسار منور گیرند
هوش مصنوعی: در شب تاریک، ستارهها به دنبال ماه میگردند و وقتی که ماه کامل میشود، چهرهای روشن و زیبا دارد.
گر بمانند یتیم از پدر و مادر خاکپدر و مادر روحانی دیگر گیرند
هوش مصنوعی: اگر یتیمی از پدر و مادرش بیخبر بماند، میتواند از خاک پدر و مادر معنویاش بهرهمند شود.
چون ببینند که تن لقمه گورست یقینجان و دل زفت کنند و تن لاغر گیرند
هوش مصنوعی: زمانی که ببینند که بدن خوراک خاک است، مطمئناً جان و دل را غنی میسازند و به سراغ بدنی لاغر میروند.
بس کن این لکلک گفتار رها کن پس از اینتا سخنها همه از جان مطهر گیرند
هوش مصنوعی: دیگر بس کن از صحبتهای بیفایده، از حالا به بعد بگذار تا سخنان همه از روح پاک و خالص ناشی شوند.