غزل شمارهٔ ۷۹۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان غم و اندوه ناشی از دوری معشوق میپردازد. شاعر از دل و جان خود میگوید که زندگی بدون عشق و جمال معشوق بیمعناست و هر روزی که بدون دیدار او بگذرد، تاریک و تلخ است. او به شدت بر این باور است که عشق واقعی باید با درد و احساسات عمیق همراه باشد و بدون این احساسات، عشق هیچ ارزشی ندارد. شاعر همچنین به اهمیت زمان و تلاش برای نجات از غفلت و بیتوجهی اشاره میکند و تأکید دارد که هر نوع حیات باید به عشق و محبت وابسته باشد. در نهایت، او حسرت بر روزهایی میزند که به خاطر دوری از معشوق، هیچ شیرینی و خوشی در زندگیاش وجود ندارد.
وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدمرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد
هوش مصنوعی: ای دل، وای بر تو اگر نشانی از او نیابی! و جان آن جسمی مرده است که خبری از او به آن نرسد.
سیه آن روز که بینور جمالت گذردهیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسد
هوش مصنوعی: روز سیاهی است که وقتی زیبایی تو از کنار ما بگذرد، هیچ چیزی از آشپزخانهات، نه کاسهای و نه سفرهای، به ما نرسد.
وای آن دل که ز عشق تو در آتش نرودهمچو زر خرج شود هیچ به کانی نرسد
هوش مصنوعی: ای دل، وا! که اگر از عشق تو بسوزد، مانند طلا ذوب میشود، اما هیچگاه به گنجی نخواهد رسید.
سخن عشق چو بیدرد بود بر ندهدجز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد
هوش مصنوعی: حرفهای عاشقانه زمانی ارزشمند و تاثیرگذار است که درد و رنجی در آن نباشد. چنین سخنانی تنها برای کسانی که به دنبال لذت و شهوت هستند جذابیت دارد و نمیتواند به زبانهای دیگر منتقل شود.
مریم دل نشود حامل انوار مسیحتا امانت ز نهانی به نهانی نرسد
هوش مصنوعی: مریم، دلش لایق دریافت نورهای مسیحی است تا این راز از درون به درون دیگر نرسد.
حس چو بیدار بود خواب نبیند هرگزاز جهان تا نرود دل به جهانی نرسد
هوش مصنوعی: وقتی که احساس انسان بیدار و فعال باشد، هرگز خواب و غفلت را تجربه نخواهد کرد. تا زمانی که قلبش به دنیای دیگر نرود و در فکر آن نباشد، به هیچ دنیایی دست نخواهد یافت.
غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدستاز غم آنک ورا تره به نانی نرسد
هوش مصنوعی: کسی که در غم به شدت غرق شده و از دنیا غافل است، به حدی خشک و خشن شده که حتی به حداقل نیازهای زندگی نیز نمیتواند دست پیدا کند.
این زمان جهد بکن تا ز زمان بازرهیپیش از آن دم که زمانی به زمانی نرسد
هوش مصنوعی: این مدت تلاش کن تا از زمان جدا شوی، قبل از اینکه لحظهای بیزمان بیفتد و به آن نرسی.
هر حیاتی که ز نان رست همان نان طلبدآب حیوان به لب هر حیوانی نرسد
هوش مصنوعی: هر موجود زندهای که به وسیله غذا زندگی میکند، نیازمند همان غذا است و هر حیوانی به راحتی به آب دسترسی ندارد.
تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسدتلخ روزی که ز شهد تو بیانی نرسد
هوش مصنوعی: صبحی که در آن از تو سلامی نداشته باشم، برایم تاریک و ناامیدکننده است؛ روزی که نتوانم از شیرینی گفتار تو بهرهمند شوم، برایم بسیار تلخ و ناخوشایند است.