غزل شمارهٔ ۸۱۷
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف آمدن خریداران و کهنهدوزان میپردازد که به شکل مختلف و با نیتی خاص در پی خرید و فروش هستند. آنها در ظاهر خود را با زینت و زیبایی نشان میدهند، اما زیر لایههای ظاهر، حسد و کینه وجود دارد. شاعر به دلتنگی و خستگی جمعیت اشاره میکند که به دنبال مال و ثروت هستند و از بیداری حقیقی غافلاند. همچنین، ارتباطات انسانی در میان آنها با نمادهایی از نور و کارِ واحد بیان میشود. در نهایت، شاعر به مخاطب خود توصیه میکند که نباید نگران این جمعیت باشد و بر دل دادن و محبت تأکید میکند.
چون مرا جمعی خریدار آمدندکهنه دوزان جمله در کار آمدند
هوش مصنوعی: وقتی که تعدادی از خریداران به سراغ من آمدند، همه ی دوزندگان قدیمی نیز مشغول به کار شدند.
از ستیزه ریش را صابون زدندوز حسد ناشسته رخسار آمدند
هوش مصنوعی: عدهای که به خاطر کینه و حسد به دنبال مشکلات دیگران هستند، در تلاشند تا با بهانهای دیگر به چهرهی آنها آسیب بزنند، انگار که ستیزهجویان به سراغ کسی آمدهاند که در ظاهر پاک و آرام است، اما در باطن، قصدی ناپاک دارند.
همچو نغزان روز شیوه میکنندهمچو چغزان شب به تکرار آمدند
هوش مصنوعی: در روز مانند پرندگان نغنوازی میکنند و در شب مانند جغدها به تکرار و یکنواختی میپردازند.
شکر کز آواز من این خفتگانخواب را هشتند و بیدار آمدند
هوش مصنوعی: با صدای من، خوابآلودگان بیدار شدند و از خواب برخاستند؛ این خود شکرگزاری است.
کاش بیداری برای حق بدیاینک بهر سیم و زر زار آمدند
هوش مصنوعی: ای کاش بیداری و آگاهی برای حقیقت به ما دست میداد، زیرا اکنون تنها به خاطر پول و ثروت به زاری و افسردگی افتادهاند.
چون شود بیمار از ایشان سرخ روچون به زردی همچو دینار آمدند
هوش مصنوعی: وقتی فردی از آنها بیمار میشود، چهرهاش به سرخی میزند و وقتی به زردی میرسد، مانند سکهای به رنگ طلا میشود.
خلق را پس چون رهانند از حسدکز حسد این قوم بیمار آمدند
هوش مصنوعی: چرا که مردم را از حسد رها کنند، چونکه به خاطر حسد، این گروه دچار بیماری شدهاند.
در دل خلقند چون دیده منیرآن شهان کز بهر دیدار آمدند
هوش مصنوعی: در دل مردم تجلی دارند مانند چشمان روشن و درخشان آن شاهان که برای دیدار آمدهاند.
همچو هفت استاره یک نور آمدندهمچو پنج انگشت یک کار آمدند
هوش مصنوعی: مانند هفت ستاره که یک نور را به وجود میآورند، آنها نیز به طور متحد و هماهنگ به یک هدف آمدند، مانند پنج انگشتی که یک کار را انجام میدهند.
تا نگردی ریش گاو مردمیسر به سر خود ریش و دستار آمدند
هوش مصنوعی: برای اینکه به حقیقت جوهر انسانی خود پی ببری و خود را بشناسی، باید مثل گاو ریشدار به چالشها و سختیهای زندگی بپردازی. سپس دیگران هم به تو احترام خواهند گذاشت و به تو به دیدهی اعتبار نگاه خواهند کرد.
اهل دل خورشید و اهل گل غباراهل دل گل اهل گل خار آمدند
هوش مصنوعی: مردم دلسوخته مانند خورشید و گل هستند، اما برخی دیگر مانند خاک و خاری همراهشان هستند. آنها که دل دارند، با زیبایی و لطافت میآیند، اما بعضی به دور از این زیباییها هستند.
غم مخور ای میر عالم زین گروهکاهل دل دل بخش و دلدار آمدند
هوش مصنوعی: غم نخور ای بزرگ عالم، زیرا از این گروه افرادی که بیحوصله هستند، دلهای مهربان و معشوقان به میان آمدهاند.