غزل شمارهٔ ۸۴۹
هوش مصنوعی: این شعر به احساس تنهایی و خیانت اشاره دارد. شاعر به شخصی میگوید که دوستان و عزیزانش او را تنها گذاشتهاند و به او خیانت کردهاند، مانند یوسف که به برادرانش فروخته شد. او همچنین به بیوفایی دنیا و انسانها اشاره میکند و هشدار میدهد که باید با کسانی که به ظاهر دوست هستند، احتیاط کرد. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که بیوفایی این افراد را بشناسد و از آنها توقع وفا نداشته باشد.
ای آن که از عزیزی در دیده جات کردنددیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند
ای کسی که آنقدر عزیزهستی که مردمان تو را در دیده خود جای داده بودند، دیدی که همه تو را ترک کرده و تنهایت گذاشتند
ای یوسف امانت آخر برادرانتبفروختندت ارزان و اندک بهات کردند
هوش مصنوعی: ای یوسف، برادرانت به راحتی تو را فروختند و بهایت را کم و ناچیز شمردند.
آنها که این جهان را بس بیوفا بدیدندراه اختیار کردند ترک حیات کردند
هوش مصنوعی: کسانی که این دنیا را بسیار بیوفا و ناپایدار دیدهاند، تصمیم گرفتهاند که آن را رها کنند و از زندگی دست بکشند.
بسیار خصم داری پنهان و مینبینیکاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند
هوش مصنوعی: بسیاری از دشمنان تو در خفا وجود دارند و تو از وجود آنها بیخبری. آنها با زیرکی و نیرنگ خود تو را در زمین نبرد شکست دادهاند.
شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدنداز مهر و از عنایت جمله دعات کردند
هوش مصنوعی: زمانی که شاهان حال تو را دیدند و متوجه محبت و توجه تو شدند، همه به دعا و طلب از خدا پرداختند.
با ساکنان سینه بنشین که اهل کینهمانند طفل دینه بیدست و پات کردند
هوش مصنوعی: با افرادی که در دلشان محبت و دوستی دارند، همراه شو، زیرا کسانی که کینهورزند مانند کودکی هستند که بدون دست و پا میشود.
آنها نهفتگانند وینها که اهل رازنداز رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند
هوش مصنوعی: آنها پنهان هستند و اینها که اهل معرفتاند، از رنگ و ظواهر مانند چنگی هستند که دو تارش را به هم بافتهاند.
اندیشه کن از آنها کاندیشههات دانندکم جو وفا از اینها چون بیوفات کردند
هوش مصنوعی: به فکر کسانی باش که به اندیشههای تو ارزش میدهند. از اینها انتظار وفاداری نداشته باش، چون خودشان بیوفا هستند.